امروزه در جوامع غربی، طمع در قالب نوعي ميل و غريزه تشريح مي شود که در نظام كاپيتاليستي ميل به طمع به عنوان «غريزه پنجم» مطرح می شود.

یکی از نظام های طبیعی حاکم بر جهان این است که هر ميلي بدون رويه ارضا شود فرد و يا كل جامعه را به سمت سقوط اخلاقي هدايت مي كند و همین حباب طمع درون انسان بسترساز سقوط اخلاقي دیگری برای انسان است.

عمده ترين نشانه سقوط اخلاقي که از جانب سياستمداران آمريكايي رقم مي خورد این است كه با سياست هاي غلط سبب به حاشيه رفتن اقتصاد توليد محور شدند و اقتصاد طمع محور و مجازي را جايگزين آن نمودند. سياست هايي كه سبب شد اقتصاد حبابي جاي اقتصاد توليد محور را پر كند كه بزرگترين مدل سقوط اخلاقي سياسي است.

در مدل اقتصاد حبابي در جهان غرب زماني كه 40درصد سود حاصل مي شود بدون آنكه توليدي در كار باشد غريزه طمع ميان چندين نفر به سطح ارضاء بي رويه می رسد و اين به معني و مفهوم سقوط اخلاقي است.

در برابر این رویکرد مطمعنانه اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شد که  به عنوان راهبرد موثر برای گذر از این فضای غیر اخلاقی حاکم بر جوامع کارگشاست.

اقتصاد اسلامی با سودجویی مخالفت ندارد بلکه با مبنا شدن سود و سوداگری بچگانه برای تکاثر و انباشته کردن سود آنگونه که در نظام آمریکا انجام می‌شود سازگاری ندارد.

منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی یک اقتصاد مقاومتی فعال و پویاست نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف می‌شود

مهم این است که در فهم اقتصاد مقاومتی و در مدل‌سازی اسیر اندیشه‌های غربی نشویم و این باور در مسئولان به وجود بیاید که باید به سمت اقتصاد مقاومتی رفت.

ما می‌توانیم با هدایت دادن به انگیزه‌ها، آرمان‌ها و ایمان مردم ایران حرکت را آغاز نماییم و به یک معنا باید عنصر ابتکار، خلاقیت، توانمندی و ارزش‌های انسانی را وارد محور اقتصاد مقامتی و از اینجا مدل را طراحی نماییم یعنی تکیه مان را روی اراده و ایمان و خواست و توانمندسازی انسان‌ها در جامعه که به نظرم تحول عظیمی رخ می‌دهد، قرار دهیم.